يكي از درخشان‌ترين مقاطع تاريخ ايران باستان، دوران تمدن «ايلام» است. ايلاميان، بنيان‌گذاران نخستين پادشاهي در گستره‌ي ايران بوده‌اند. نام اين سرزمين در زبان ايلامي، «Hal-Tamti» و به معناي «كشور سَرور» بوده است. شكل نوشتاري اين نام در خط ميخي سومري به صورت «NIM.KI» بوده و به گونه‌ي Elam(ma) (در سومري) و Elamtu (در اكدي) خوانده و تلفظ مي‌شده است. هخامنشيان اين سرزمين را Uja مي‌خواندند كه نام كنوني «خوز» (= خوزستان) بازمانده‌ي همين واژه است. ايلاميان به لحاظ قومي، به تبار «آسيانيك» تعلق داشته‌اند. 

ادامه نوشته

استیون ویلیام هاوکینگ در هشتم ژانویه 1942 م (300 سال پس از مرگ گالیله) در اکسفورد در شمال لندن به دنیا آمد. در جنگ جهانی ، آکسفورد ، به عنوان یکی از مراکز نگهداری از کودکان جنگ زده انگلیس برگزیده شده بود. به هشت سالگی که رسید ، خانواده هاوکینگ به سن آلبانس ، شهری در 32 کیلومتری شمال لندن رفتند که استیون در آنجا به مدرسه سن آلبانس رفت و از همان آغاز ، نبوغ خود را نشان داد. هاوکینگ ، در حومه لندن در خانواده‌ای تحصیل کرده و با فرهنگ رشد کرد. پدرش پزشک و متخصص بیماریهای مناطق حاره و مادرش از فعالان حزب لیبرال بود. استیون پسر کوچک اندامی بود که به کندی خواندن را فرا گرفت و هرگز در کلاس درس از شاگردان متوسط کلاس بالاتر نبود. لیکن او بسیار کنجکاو ، خیال پرور و دوست دار موسیقی بود. او از ابتدا علاقه شدیدی به علوم پیدا کرده و به تحصیل ریاضیات و بعدها به فیزیک پرداخت. اگر چه پدرش دوست داشت که او پزشکی بخواند. در سال 1958 او و چند تن از دوستانش موفق به ساخت یک رایانه ابتدایی ولی با کارایی خوبی شدند. در سال 1959 موفق به دریافت بورس تحصیلی از دانشگاه آکسفورد شد و آنجا بود که قابلیتهای خویش را به خوبی نشان داد.

ادامه نوشته

متن سنگ قبر پروین اعتصامی
 
آنکه خاک سیه اش بالین است
اختر چرخ ادب پروین است
گرچه تلخی از ایام ندید
هر چه خواهی سخنش شیرین است

ادامه نوشته

یک قطار مسافربری چینی روز جمعه توانست به رکورد سرعت 302 مایل بر ساعت (486 کیلومتر بر ساعت) دست یابد

 

چین توانست بدون دستکاری یک قطار خطوط راه آهن این کشور با سرعت 486 کیلومتر بر ساعت مسیر بین پکن و شانگهای را به هم متصل کند.

 

این سریع‌ترین رکورد سرعت است که تاکنون از یک قطار مسافربری اصلاح نشده به ثبت رسیده است.

 

در سال 2007 یک قطار دستکاری شده در فرانسه توانست در یک آزمایش به سرعت 574 کیلومتر بر ساعت برسد. در سال 2003 نیز در ژاپن یک قطار مغناطیسی به سرعت 581 کیلومتر بر ساعت رسید.

 

به گزارش خبرگزاری مهر، این قطار چینی فاصله هزار و 318 کیلومتر را با سرعت 486 کیلومتر پیمود. این قطار پرسرعت از سال 2012 رسما وارد خطوط این مسیر می‌شود و می‌تواند زمان رسیدن از پکن به شانگهای را از 10 ساعت فعلی به 5 ساعت کاهش دهد.

 

این پروژه که با هزینه 5/32 میلیارد دلار اجرا می‌شود بخشی از تلاش بزرگ دولت چین برای کاهش زمان مسافرت میان شهرهای بزرگ این کشور است.

 

چین در حال حاضر طولانی‌ترین شبکه راه آهن پر سرعت را دارد و قصد دارد تا سال 2012 بیش از 13 هزار کیلومتر از مسیرهای راه آهنی این کشور را تحت پوشش شبکه پر سرعت قرار دهد.

 

این کشور همچنین در تلاش برای رساندن سرعت قطارهای مسافربری خود به سرعت بیش از 500 کیلومتر بر ساعت است.

تاریخچه پخت نان گرد، به نان های سنتی منطقه مدیترانه بر می گردد. البته شاید منشا آنها ایرانی باشد. به هر حال این نان های گرد را مستعمره نشینانیونانی به قسمت جنوبی ایتالیا آوردند. 
در اولین کتاب های تاریخی رم در قرن 3 قبل میلاد مسیح، صحبت از نان های گردی شده که رویش را با روغن زیتون می پوشاندند و با ادویه جات تزئین می کردند. سپس روی سنگ های داغ می پختند. شواهد بعدی مربوط به سال 79 بعد از میلاد می باشد که در آنها صحبت از مغازه هایی شده که به پیتزا فروشی های امروزی بسیار شبیه بوده است. 

ادامه نوشته

دستگاه فتوکپی توسط یک مخترع امریکا یی به نام چسترکارلسون 1968-1906 اختراع شد.وی نخستین کپی خود را در سال 1938 و با استفاده از دانه های ریز خزه که دارای الکتریسته ساکن بودند گرفت.بعد از ان چهار سال طول کشید تا مواد شیمیایی بویناکی که خانه چستر را پر از تخم مرغ بدبوو گندیده کرده بودسر هم بندی کند .درطول این مسیرزندگی زنا شویی او به هم خورد دستیار تحقیقاتی اش بر کنار شد و موسسه ها و شرکت ها ی بی شماری از حمایت او سر باز زدند.اما پس از گذشت 20 سال و اصلاح و تکمیل دستگا های فو توکپی این دستگاه ها جای خود را در بین مردم باز کردندن و چستر میلیاردرشد

الکترون ها به راستی خیلی ریز هستند.یک الکترون در واقع ده هزار بار کو چک تر از هسته اتم است. اگر شما انگشت های فرز و چابکی داشته باشید می توانید ............1 الکترون را در یک خط در کنار یکدیگر قرار دهید.طول این از اثری که نوک یک سوزن بر روی کاغذ باقی می کذارد بزرگ تر نخواهد شد

لئونارد اويلر در پانزدهم آوريل 1707 در شهر بازل سوئس متولد شد. پدرش از كشيشان پيرو كالون بود و ميل داشت پسرش جانشين او شود ولي اويلر برخلاف ميل او در دانشگاه بازل به مطالعه علوم الهي پرداخت. پدر اويلر تعليمات مقدماتي از جمله رياضيات را به او داد. اويلر بعداً چند سالي را در بازل به سر برد و در يكي از دبيرستانهاي (گومنازيوم) نسبتاً در سطح پايين محلي به تحصيل پرداخت. در دبيرستان رياضيات اصلاً تدريس نمي شد و در نتيجه اويلر اين دانش را به طور خصوصي نزد رياضيداني به نام يوهان بوركهارت آموخت. در سال 1720، اويلر كه هنوز چهارده سال نداشت وارد بخش ادب و هنر دانشگاه بازل شد تا پيش از كسب تخصص اطلاعات عمومي بيندوزد. از جمله استادان او يوهان يكم برنوس بود كه در كرسي رياضيات جانشين برادر ياكوب شده بود. دويلر در سال 1722 معادل درجه ليسانس در ادبيات را دريافت كرد و در سال 1723 در رشته فلسفه فوق ليسانس گرفت. در هجده سالگي پژوهشهاي مستقل را آغاز كرد. نخستين كار او يادداشت كوچكي بود درباره رسم منحنيهاي همزمان در يك ملأ مقاوم كه در سال 1726 منتشر شد. در پي آن در همان نشريه مقاله اي درباره مسيرهاي متقابل جبري انتشار داد (1727). در پاييز 1726 از اويلر دعوت شد كه به عنوان دستيار فيزيولوژي در سن پترزبورگ خدمت كند.

ادامه نوشته



نيلز هنريك ديويد بوهر در سال 1885 و در كپنهاك دانمارك به دنيا آمد. پدر او كريستيان بوهر استاد فيزيولوژي دانشگاه كپنهاك و مادرش اِلن آلدر بوهر دختر يك خانواده يهودي دانماركي سرشناس در مراكز بانكي و پارلماني بود. خانواده بوهر كليسا رو نبودند ولي زن خانواده برخلاف يهودي بودنش توافق كرده بود كه بچه ها مسيحي بار آورده شوند. بوهر در سال 1903 در رشته فيزيك دانشگاه كپنهاك نام نويسي كرد. در دانشگاه نيلز با انجام آزمايشهايي درباره نيروي كشش سطحي آب و اندازه گيري آن نيرو خود را ممتاز كرد و توانست به پاس انجام آن كار مدال طلاي آكادمي علوم و ادبيات دانمارك را به دست آورد. وي در سال 1911 با نوشتن تزي درباره نظريه الكتروني فلزات- كه تأكيد آن بر نارسايي هاي فيزيك كلاسيك درتوضيح رفتار ماده در سطح اتمي بود- درجه دكتراي خود را دريافت كرد. نوشتن آن تز آغاز تمركز انديشه وي بر روي موضوع تحقيق بقيه دوره زندگي خود بود. بوهر در انگلستان پس از همكاري مختصري با ج.ج. تامسون در كمبريج رهسپار آزمايشگاه رادرفورد در منچستر شد. داشتن رابطه با رادرفورد سرمشق حيات علمي بعدي او شد. آن دو از همان نخستين ملاقات با يكديگر دوست شدند و تا پايان عمر دوستاني نزديك باقي ماندند. در واقع رادرفورد بود كه بوهر را به بالاترين تراز پژوهش در زمينه فيزيك آورد. بوهر كه در درك اهميت نظري شگرف و ارزش انكشافي الگوي هسته اي اتم كه در سال 1910 توسط رادرفورد عرضه شده بود- ذهني تند و تيز داشت از آن استفاده كرد تا نكات ريز را روشن سازد: 

ادامه نوشته


صبح يكي از روزهاي ماه نوامبر 1717 ناله كودكي از داخل بسته اي در كنار كليساي «سن ژان لورن» توجه زني خيرخواه و نيكوكار را به خود جلب مي نمايد. زن نيكوكار كه زوجه شيشه بر فقيري به نام «روسو» بود كودك را به فرزندي خود قبول مي كند. زن نيكوكار كودك را مانند فرزند خود تربيت مي كند و كودك هم بعدها حق شناسي بي مانندي را درباره اين مادر مبذول مي دارد.

ولي مدتها بعد معلوم شد كه اين كودك فرزند نامشروع زني ميهماندار به نام مادام «تنس» و يك افسر سوار نظام بنام ژنرال دتوس مي باشد.

طولي نكشيد كه دالامبر سر راهي بزرگ شد و دانشمند شهيري گرديد ولي هيچ وقت مادر- خوانده خود را فراموش نكرد و به مادام تنس كه مايل بود او را پيش خود ببرد گفته بود كه: «شما فقط نامادري من هستيد و مادر حقيقي من همان زن شيشه بر است.»

دالامبر بيشتر به واسطه پژوهشهايش در رياضيات و مكانيك استدلالي و به عنوان ويراستار علمي دايره المعارف معروف است، او در معروفترين كتاب خود به نام «رساله درباره مكانيك» كه در سال 1743 منتشر شد سه قانون خود براي حركت را عرضه كرد. در مورد قانونهاي اول و دوم يعني قانون ماند و قانون متوازي الاضلاع حركت، استدلال دالامبر هندسي بود فقط در مورد قانون سوم پاي فرضهاي فيزيكي در ميان است. اين قانون به موضوع تعادل مي پردازد و عبارت است از اصل بقاي اندازه حركت در موقعيتهاي برخورد.

ادامه نوشته

رنه دكارت در روز 31 ماه مارس 1596 متولد شد. او اهل تورن فرانسه و فرزند يكي از مشاورين پارلمان برتاني بود. در سال 1606 هنگامي كه پسر ده ساله اي بود هر روز با بيم و وحشت به مدرسه «ژزوئيتها» بنام لامنش مي رفت. درسهايي كه مي گرفت از ادبيات قديم بود كه تحت تأثير فكر ارسطويي قرار داشت. در 1611 روز ششم ژوئن دكارت در يك جلسه سخنراني تحت عنوان اكتشاف چند سياره سرگردان در اطراف مشتري شنيد كه در آن سال گاليله چه اكتشافي كرده است. اين سخنراني در روح او كه كم كم آماده تحقير استيكولاستيك شده بود تأثير فراوان كرد. دكارت در سال 1616 امتحان خود را در رشته حقوق گذرانيد و در اين هنگام وارد قشون پرنس دوناسو شد و وقتي در پادگان «بردا» مشغول خدمت بود تصميم گرفت كه در زندگي هيچ سؤالي را بي جواب نگذارد 

ادامه نوشته


همفري ديوي دانشمند انگليسي در هفدهم دسامبر سال 1778 در پنزانس انگليس به دنيا آمد. ديوي پسر ارشد خانواده اش بود كه از طبقه متوسط جامعه بودند. او تحصيلات ابتدايي را در مدرسه گرامر كه در نزديكي پنزانس بود آغاز كرد و آغاز تحصيلاتش در سال 1793 بود. ديوي هنگامي كه نزديك داروفروش جراح شاگردي مي كرد برنامه خودآموزش شامل الهيات، جغرافيا، هفت زبان و تعدادي موضوعهاي علمي براي خود طرح ريزي كرد. به مطالعه فلسفه پرداخت و از طريق آثار نيكلسون و لاووازيه شيمي آموخت. او بسيار مهربان و سرزنده بود و قوه تخيل قوي داشت. او دوستدار تركيب كردن كلمات براي ساختن شعر بود. همچنين آتش بازي، ماهيگري، دويدن و جمع آوري مواد معدني از ديگر تفريحات او بود. يكي از عادات و علايقش بود كه يك جيبش را با قلاب ماهيگيري پر كند و جيب ديگرش را با نمونه هاي سنگ كه جمع كرده بود. او هرگز علاقه قلبيش به طبيعت را از دست نداد. در جواني بسيار بي ريا و ساده دل بود. او با ديويس ژيلبرت دوست صميمي بود. بعدها ژيلبرت (رئيس جمهور جامعه سلطنتي) (30-1827) به او 

ادامه نوشته

يوهان كپلر در 16 ماه مه 1571 در وايل دراشتات آلمان متولد شد. دوران كودكي كپلر با فقر و تنگدستي و بدبختي توأم بود. كپلر براي تحصيل به مدرسه طلاب پروتستان رفت و در اثر هنر و استعدادي كه از خود نشان داد بوسيله استادانش روانه دانشگاه توبينگن شد. كپلر در سال 1594 به سمت معلم رياضيات مدرسه شبانه روزي پروتستان در گراتز انتخاب شد. وي براي افزودن به درآمد ناچيز خود تقويمهاي نجومي كه در ميان ساير چيزها وضع هوا، سرنوشت شاهزاده ها، خطرات وقوع جنگ و قيام تركها را نيز پيش بيني مي كرد، چاپ و منتشر مي نمود. شهرت وي در اين زمينه ها به زودي پخش و سرانجام طالع بين امپراتور رودلف و اعضاي برجسته ديگر دربار او شد و اين روش منبع درآمد كپلر شده بود. از وي نقل شده است كه: «طالع بيني از گدايي بهتر است.» از سرزدن گهگاه او به عالم فالگيري كه بگذريم، يوهان كپلر كسي است كه جايگاه او در ميان غولان است. او نخستين انساني است كه با فراست رمز معماري منظومه شمسي را گشود و قوانيني براي حركت سيارات آن فرمول بندي كرد. كپلر در اثر مطالعات در علم نجوم با خود گفت چون به موجب هيئت كوپرنيك سيارات به دو خورشيد دوايري طي مي كنند بنابراين مجموعه تمام اوضاع مريخ كه بوسيله تيكو رصد شده است بايد روي يك دايره فضايي قرار گيرد (تيكوبراهه نشان داد كه حركت سيارات كاملاً با نمايش و تصوير دايره هاي هم مركز وفق نمي دهد. از آنجا كه تيكوبراهه بيشتر به رصدهاي مستقيم و اندازه گيري سرگرم بود هيچ كوششي براي تجزيه و تحليل نتايج خود انجام نداد و اين كار به يوهان كپلر كه در سال آخر زندگي تيكوبراهه دستيار وي بود واگذار شد). كپلر مسلح به اين گنجينه معلومات و با ايمان به درستي نظريه كپرنيك كمر به كشف قوانين رياضي حل كننده مسأله حركت سيارات بست. اطلاعات رصدي ياد شده در نظريه بزرگ خورشيد مركزي كوپرنيك بطور كامل صدق نمي كرد و كپلر ناچار شد مدت ده سال از عمر خود را صبورانه وقف كار سخت بررسي عملي در حركت سيارات و قوانين رياضي حاكم بر آنها كند. او همه اين كارها را به تنهايي و بدون ياري گرفتن از كسي كرد و ارزش كار او به جز از سوي چند تن، درك نشد. كپلر در سال 1609 ناگهان به نيروي الهام متوجه حقيقت شد «ستاره مريخ روي مسير بيروني است». نبوغ كپلر با كشف بيضي بودن شكل حقيقي مسير زمين به دور خورشيد ظاهر شد كه پيش از آن يك دايره كامل دانسته و پذيرفته شده بود. وقتي كپلر مسير بيضي شكل سياره را كشف كرد شروع به پيش بيني حركت آن نمود و گفت كه فلان وقت بايد در فلان موضع قرار گيرد و همه جا ستاره را در رأس موعد در محل موعد مشاهده كرد. او آن نتيجه را از راه محاسبه رابطه موقعيت هاي مكاني زمين و مريخ و خورشيد با يكديگر گرفت زيرا داده هاي رصدي تنها در يك مسير بيضي صدق مي كردند. كپلر دي پي انجام آن كار دست به كار انجام محاسبات مربوط به حركت و مدار سيارات شناخته شده ديگر شد. دستاورد او در آن زمينه با در نظر گرفتن پيشرفت كم رياضيات در آن زمان بسيار بزرگ و چشمگير بود. وي علاوه بر كشف انطباق دقيق ارقام معلومات رصدي با بيضي بودن مدارها كشف كرد كه سرعت حركت هر سياره به دور خورشيد با فاصله آن از خورشيد نسبت عكس دارد. در سال 1609 در كتاب (نجوم جديد) دو قانوني كه اولي نام او را ابدي ساخته ذكر نمود. اين بار ديگر حركت دايره اي كه اينقدر در نظر بطلميوس عزيز بوده اند به كلي از بين رفت و نجوم قديم را همراه برد.

ادامه نوشته

ارنست رادرفورد در تاريخ سي ام ماه اوت سال 1871 در حومه برايت واتر شهر نلسون واقع در ساحل شمالي جزيره جنوبي زلاند نو به دنيا آمد. او چهارمين فرزند از دوازده فرزند جيمز و مارتا رادرفورد نيوزلندي هاي نسل اول بود كه از كودكي از استكاتلند به زلاند نو آورده شده بودند. خانواده رادرفورد يك خانواده پرجمعيت دوازده بچه اي بود كه اعضاي آن همه در انجام كارهاي روزمره خانواده مشاركت مي كردند. اهل خانه همه افرادي جدي، كليسا رو، خوشحال و با فرهنگ بودند. علاقه مندي رادرفورد به علوم در مرحله زودي بروز كرد. او ده ساله بود كه كتاب پرطرفداري به نام «خواندنيهاي اوليه فيزيك» تأليف معلمي به نام بالفور استوارت به دست آورد. كتاب استوارت مشابه كتابهاي خودآموز فيزيك امروزي بود كه در آنها نحوه به نمايش در آوردن اصول پايه فيزيك با استفاده از اشياي ساده موجود در خانه مانند سكه، شمع، سنگ وزنه و وسايل آشپزخانه به خواننده ياد داده مي شود. رادرفورد جوان سخت شيفته آن كتاب شده بود. نخستين بورس از بورسهاي تحصيلي متعدد زندگي خود را در سال 1887 كه 16 ساله بود به دست آورد. بورس تحصيلي دومي وي را قادر به ثبت نام در كالج كنتربوري شهر كريستچرچ كرد كه مؤسسه اي بود كه در سال پيش از تولد خود او بوجود آمده بود

ادامه نوشته

دگستن كوشي در بيست و يكم اوت سال 1789 در پاريس متولد شد. پدرش مردي مقدس و مادرش زني با تقوا بود. كوشي نزد پدر تعليم ديد. پدري كه مقامهاي اداري بالايي را برعهده داشت، از جمله نخستين منشي جلسه سنا بود. خانواده كوشي در «آركوي» در همسايگي لاپلاس و برتوله زندگي مي كردند. در سال 1800 كه پدرش به سمت منشي مجلس سنا انتخاب شد اوگستن كوچك و فعال را همراه خود به آنجا برد. لاگرانژ متوجه استعداد او گرديده بود و به دوست خود لاپلاس گفته بود: او روزي رياضي دان بزرگي خواهد شد و همگي ما را خواهد گرفت طولي نكشيد كه كوشي در پانزده سالگي جايزه بزرگ امپراطور را در ادبيات قديم برد. كوشي در سال 1805 به تحصيل در مدرسه پلي تكنيك و در سال 1807 در مدرسه پلها و راهها پرداخت و در همان سال با مقام شاگرد اولي فارغ التحصيل شد. 

ادامه نوشته

شارل. فردريك گائوس فرزند باغبان فقيري از اهالي «برونشويك» آلمان بود كه در تاريخ 30 آوريل سال 1777 متولد شد. پدرش مردي شرافتمند و مادرش زني فعال و باهوش بود. گائوس بيش از سه سال نداشت كه پدرش را از اشتباهي كه در حساب ورقه اي بود مطلع ساخت و بدين ترتيب توانست استعداد فوق العاده خود را در محاسبه نشان دهد. هنگاميكه گائوس در مدرسه ابتدايي مشغول تحصيل بود و بيش از ده سال نداشت يك روز معلم او سر كلاس شاگردان را وادار نمود كه مجموعه سلسله اي از اعداد را با هم جمع كنند ولي هنوز صورت مسئله تمام نشده بود كه گائوس ده ساله گفت كه من مسئله را حل كردم او متوجه شده بود كه اختلاف ما بين او عدد از اين سلسله مقداريست ثابت و خود به خود دستوري براي مجموع اين نوع سلسله اعداد بوجود آورد. معلم او سخت متعجب شد و اظهار داشت كه اين كودك از من قويتر است و من ديگر معلوماتي ندارم كه به او بياموزم گائوس در سال 1795 وارد دانشگاه گوتينگن شد و در 19 سالگي به حل بسياري از مسائل كه براي اويلر و لاگرانژ لاينحل مانده بود موفق گرديد گائوس نيز همچون ارشميدس و دكارت و نيوتن در كودكي دچار حادثه اي گرديد كه ممكن بود رياضيات را از وجود او محروم سازد وي در اولين سالهاي كودكي بود و طغيان آب ترعه اي را كه از كنار خانه محقر ايشان مي گذشت سرريز كرده بود. كودك كه در كنار آب بازي مي كرد در ترعه افتاد و چيزي نمانده بود كه غرق شود و اگر بر حسب تصادف كارگري كه در آن نزديكي بود وي را نجات نمي داد زندگاني گائوس به همين جا خاتمه مي يافت. روز سي ام مارس 1796 يكي از روزهاي تاريخي دوران زندگي گائوس است در اين روز يعني درست يك ماه قبل از اينكه نوزده ساله شود گائوس بطور قطع تصميم به مطالعه در رياضيات گرفت. از همين روز بود وي دفتر يادداشت علمي خويش را ترتيب داد كه يكي از ذيقيمت ترين مدارك تاريخ رياضيات مي باشد و اولين مسئله اي كه در آن ثبت شده است همين اكتشاف بزرگ او مي باشد. 

ادامه نوشته

ماكس كارل ارنست لودويگ پلانك در بيست و سوم آوريل سال 1858 در شهر كيل آلمان زاده شد. وي فرزند ششم ويلهلم پلانك استاد علوم قضايي دانشگاه شهر بود. افراد خانواده پلانك احترام زيادي براي آموزش و پرورش و فرهنگ و حفظ ارزشهاي سنتي خانواده قائل بودند. والدين همه آنها خصوصيات را به فرزند انتقال داده بودند. نامه هاي پلانك گوشه اي از زندگي خانوادگي اش را بازگو مي كنند كه در آنها سخن از گذرانيدن تابستان در تفرجگاه الدناي كنار درياي بالتيك و بازي كروكه روي چمن و از خواندن رمانهاي والتر اسكات در هنگام شب و از به روي صحنه آوردن نمايش و موسيقي با شركت افراد خانواده زياد به ميان مي آيد. پلانك دوره دبيرستان را درگيمنازوم مكسيميلان شهر مونيخ گذرانيد و در آنجا بود كه به علاقه خود پي برد. پلانك اعتبار و امتياز تفهيم معناي قوانين فيزيك را به خود براي اولين بار به هرمان مولر دبير رياضي خويش مي دهد. پلانك يك تيزهوش استثنايي نبود. دبيرانش در گيمنازيوم از لحاظ رتبه او را به شاگرد اولي نزديك ميدانستند اما او را در هيچ زماني شاگرد اول نشناختند. معلمان وي در او جز رفتار شخصي خوب و سختكوشي در كار نشانه اي كه حاكي از تابناكي هوش يا وجود استعداد خاصي باشد، نديدند. به هر حال مهارتهاي او در برخوردهاي اجتماعي بايد از گونه تراز اولي بوده باشد چرا كه محبوب معلمان و همكلاسان خود بود. پلانك در پايان دوره گيمنازيوم خود در سال 1784 هنوز تصميمي در زمينه انتخاب رشته براي آموزشهاي بعدي خود نگرفته بود. تا اينك سرانجام ابتدا دانشجوي دوره كارشناسي دانشگاه مونيخ و چندي بعد دانشجوي آن دوره دانشگاه برلين شد. وي به خواندن فيزيك عملي و رياضيات پرداخت و در پي انتقال به دانشگاه برلين در كلاسهاي فيزيكدانان مشهور آن روز هرمان فن هلمهولتز و گوستاو كيرشهوف شركت كرد. پلانك علاقه خويش به ترموديناميك را مديون اين دو استاد مي دانست. پلانك نظريه مكانيكي گرماي كلاوزيوس را به تفصيل مطالعه كرد و بعدها خاطر نشان ساخت كه اين مطالعه خصوصي چيزي بود كه سرانجام وي را به فيزيك كشاند. پلانك كه تحت تأثير كار و روشني روش استدلال كلاوزيوس قرار گرفته بود رشته اصلي درس خود را ترموديناميك انتخاب و بررسي در قانون دوم آن را موضوع تز دكتراي سال 1879 خويش در دانشگاه مونيخ كرد. 

ادامه نوشته

هانري پوانكاره رياضي دان معروف فرانسوي است كه در سال 1854 از خانواده اي بنام و سرشناس در شهر نانسي فرانسه به جهان آمد. از دوران كودكي فكرش سريعتر از كلمات كار كي كرد. در پنج سالگي به ديفتري مبتلا شد و در طي 9 ماه حنجره اش از كار افتاد و همين مسئله باعث گوشه گيري او شد به طوري كه در بازيها نمي توانست شركت كند. همين موضوع باعث شد كه افكارش را متمركز كند. او از حافظه بسيار خوبي برخوردار بود. از شانزده سالگي شوق رياضيات در پوانكاره بوجود آمد. او كارهاي رياضي را در ذهنش انجام مي داد بدون اينكه آنها را يادداشت كند. پوانكاره مهمترين چهره در نظريه معادلات ديفرانسيل و رياضي داني است كه بعد از نيوتن مهمترين كار را در مكانيك آسماني انجام داد. در سال 1873 در رأس هم دوره ايهاي خود وارد مدرسه پلي تكنيك شد. استادش در نانسي به وي به عنوان «غول رياضي» اشاره كرده بوده است. پس از فارغ التحصيل شدن دوره هاي مهندسي را در مدرسه معادن ادامه داد و مدتي كوتاه به عنوان مهندس كار كرد و اين كار مقارن زماني بود كه مشغول تهيه پايان نامه دكتري در رياضيات بود. اين درجه را در سال 1879 گرفت. طولي نكشيد كه به تدريس در دانشگاه كان مشغول شد و در سال 1881 استاد دانشگاه پاريس شد و در آنجا تا زمان مرگ تدريس نمود. در اوايل سي و سه سالگي به عضويت فرهنگستان علوم و در 1908 به عضويت فرهنگستان فرانسه انتخاب شد. نيز به دريافت تمجيدها و افتخارهايي از فرانسه و كشورهاي ديگر نائل آمد.

ادامه نوشته

ژوزف لوئي لاگرانژ در 25 ژانويه سال 1736 در تورينو ايتاليا متولد شد. او كه از بزرگترين رياضيدانان تمام ادوار تاريخ مي باشد هنگام تولد بيش از حد ضعيف و ناتوان بود و از يازده فرزند خانواده فقط او زنده مانده بود. زندگي لاگرانژ را مي توان به سه دوره تقسيم كرد: نخستين دوره شامل سالهايي مي شود كه در موطنش تورينو سپري شد (1736-1766). دوره دوم دوره اي بود كه وي بين سالهاي 1766 و 1787 در فرهنگستان برلين كار مي كرد. دوره سوم از 1787 تا 1813 كه عمر وي به پايان رسيد در پاريس درگذشت. 

ادامه نوشته

پيير سيمون لاپلاس در بيست و سوم مارس 1749 در حوالي «پون لوك» فرانسه متولد شد. پدرش دهقان فقيري بود و از كودكي خودش اطلاعي در دست نيست. لاپلاس از جمله مؤثرترين دانشوران در طول تاريخ مي باشد. او به محض اينكه رياضيدان مشهوري شد و افتخاراتي كسب نمود اصل و نسب خود را مخفي نگاه مي داشت. مشهور است كه لاپلاس براي ملاقات دالامبر رياضي دان با ارزش در يكي از روزهاي سال 1770 به خانه او مي رود و با وجود توصيه هايي كه ارائه مي دهد كمك قابل توجهي از طرف رياضيدان بزرگ 

ادامه نوشته